لا اله الا الله

ما را بجز خیالت میلی دگر نباشد

لا اله الا الله

ما را بجز خیالت میلی دگر نباشد

علی امام من است و منم غلام علی
هزار جان گرامی فدای نام علی

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۱۶ ارديبهشت ۹۷، ۱۸:۳۶ - نسیم صداقت
    دقیقا👍

شب آمد و دل تنگم هوای خانه گرفت...

علی ابن الرضا | چهارشنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۰۱ ق.ظ


درد داریم که اینموقع شب بیداریم

ورنه هر آدم عاقل سرشب می خوابد


الهی عبدک ببابک


خدایا بنده ی توست پشت در...در بگشا ، به دیدارت محتاجم


  • علی ابن الرضا

تلنگری به خودم

علی ابن الرضا | دوشنبه, ۳ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۵۴ ب.ظ

چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است

پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز

حافظ

    

از خود خجالت نمیکشی؟ هرکس نداند خودت میدانی که چه هستی و چه کرده ای

چه حقیقتهایی را لگدمال کردی و چه هیچ و پوچهایی که مقصودشان قرار دادی

برای دیگران خوب زاهد و عابد و مشاور و متخصص میشوی اما هیچ با خودت گفته ای که تا به کی و تا کجا دروغ؟

میدانی دروغ چیست؟ فقط حرفها نیستند که راست و دروغ دارند آدمها هم همینطورند ..آدمهای دروغی دقیقا یکی مثل تو

آنچیزی که باید میبودی نیستی و آنچه مینمایی نیستی و آنچه نباید باشی هستی و آنچه و آنچه و آنچه...

تا کی میخواهی به این دروغ ادامه دهی باور کن یک راست هرچقدر هم کوچک باشد از هزاران دروغ هرچند که بزرگ باشند قیمتش بیشتر است

باران که می آید گرد و غبار هوا را میشوید بارانی ببار و دلت را از گرد و غبار نجات بده...باران اگر نباشد حتی جنگلها هم بیابان میشوند چه رسد به تو که باغچه ات هم خشکیدست...زیر باران برو و بارانی ببار

باران که میبارد خدا آبیاری میکند جنگلها را کوهها را بیابانها را حتی دریاها را

زیر باران برو ،دلت را از دل آزارها خالی کن بگذار باران بشویدچشمهایت را آنوقت جور دیگری میبینی.. میبینی خیلی چیزها دروغ بودند زشت بودند عجوزه هایی بدقواره بودند


پ ن:مخاطب این مطلب شخص خود خود خود نویسنده است.



  • علی ابن الرضا

کتابخانه محل آرامی برای خواب

علی ابن الرضا | پنجشنبه, ۳۰ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۰۷ ب.ظ

اگر دیوان ناصرخسرو را احدی نخواند و اشعار عارف(قزوینی)و سید اشرف الدین(گیلانی)راهمه از حفظ کنند نه از قدر ناصرخسرو کم میشود و نه مردمان خردمند و هنرشناس مرید عارف و سید اشرف الدین میشوند.ولی اینقدر هست که اگر ناصرخسرو درین عهد زنده بود شاید به نان شب محتاج میشد،و یا اینکه برای نان درآوردن ناچار میشد چیزهایی بنویسد که مایه ی سرشکستگی او در نزد اهل فهم و ادراک باشد.

مجتبی مینوی_پانزده گفتار ص۴۳۹



پ ن: از عجایب کتابخانه رفتن برای من اینه که هرچقدر هم تومطالعه از برنامه عقب باشم و وقت هم کم داشته باشم همون دقیقه های اول یه کتاب اونقدر جذاب میشه برام که اصلا فراموش میکنم برا چی اومده بودم  و انگار نه انگار دو هفته دیگه مصاحبه علمی دارم از کتابی که نگاهش هم نکردم...


  • علی ابن الرضا

شبنامه ۱

علی ابن الرضا | دوشنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۱۶ ق.ظ

واللیل إذا یغشی

قسم به شب آنگاه که خورشید و روی زمین و فضا را فرو پوشد.

به آسمان نگاه می کنم و در این قابِ به وسعت دیدگانِ تمام عاشقانِ جهان، در انتظار آرامشی که آبی باشد بروی آتش قلبم، خاموش مینشینم.

غروبهای این دنیا هرقدر هم که دلگیر باشند برای من دلپذیرند و چقدر خوشبختم من که میتوانم غروب خورشید و آمدن شب را هر روز تماشا کنم...شب

بدون تردید اگر ثانیه به ثانیه و آن به آنِ زمان،این بسترِ تمامِ حرکتها و جنبشهای هستی را تک تک، مثل یک انسان در نظر بگیریم زیبا ترین آن لحظه های انسانی، دختران شب هستند که چادری سیاه به سر کرده اند و خود از نامحرمان پنهان می کنند...در چهره ی هرکدامشان میلیونها و میلیاردها قطره ی اشک را میتوانی ببینی که از گوشه ی چشمشان روان است

شب ، بستربیشماری از اتفاقاتِ نهان،لالایی مادران،گریه های بی امان عاشقان، نجوای عارفان و دیدار دلبران...چه رازهای مگویی در سینه ی خود نهفته دارد شب ،که اگر هرکدامشان را خورشید می دانست، عالمی را خبردار میکرد...و با اینهمه ،شب اما ساکت و آرام رازداری می کند و سکوت..سکوتی پر از فریاد

من با شب انسی دیرینه دارم آنقدر که حتی به انتظار او مینشینم...غروبها خبر از آمدن شب می دهند..غروبها را دوست دارم...



  • علی ابن الرضا

چرند و پرند

علی ابن الرضا | سه شنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۷، ۰۴:۴۴ ب.ظ

کلماتی که از صبح تو ذهنم هی مرور میشن..

قشنگهن یا من خیلی احمق شدم؟


۱. من تو را دوست دارم،تو مرا دوست داری؟

۲.ای در حوالی همه اندیشه های من

  در هر کجا کنار من اما جدا ز من

۳.غیر آن جانی که در گاو و خر است

  آدمی را عقل و جانی دیگر است

  مرده گردد شخص گر بی جان شود

  خر شود گر جان او بی آن شود

۴.الاغ عزیز

۵. چندیست که رنگ از رخ مهتاب پریده

۶.پرده پوشی میکند من پرده ها را میدرم


_فقط شماره ۳از مثنویه..

  • علی ابن الرضا